در سراشیبی انحطاط: نگاهی به رمان «قمارباز» اثر فیودور داستایفسکی

در سراشیبی انحطاط: نگاهی به رمان «قمارباز» اثر فیودور داستایفسکی

کلیات

نام اثر و نویسنده: «قمارباز» اثر فیودور داستایفسکی (روسیه)

عنوان اصلی: Игрокъ

زبان اصلی: روسی

صفحات: 188

سال اولیۀ انتشار: 1866

معرفی «قمارباز»

قبلاً در دو مطلب جداگانه دربارۀ دو اثر از داستایفسکی نوشته‌ام: «شب‌های روشن» و «برادران کارامازوف». حالا در این مطلب قصد دارم دربارۀ یکی دیگر از آثار او بنویسم: «قمارباز».

«قمارباز» رمانی کوتاه به قلم فیودور داستایفسکی است که در کشورمان از آثار محبوب او به شمار می‌آید. این داستان را داستایفسکی خیلی سریع نوشت تا بتواند با پول عایدی از آن، بدهی‌های قماربازی خود را بدهد. درواقع اعتیاد خود داستایفسکی به قمار با بازی رولت الهام‌بخش نوشتن این اثر در سال 1866بود.

داستایفسکی، خالق رمان قمـارباز

خلاصۀ داستان «قمارباز»

در این رمانک تاریک، داستایفسکی داستان الکسی ایوانوویچ را بازمی‌گوید، معلمی جوان که برای خانوادۀ ژنرال پرتکبر روسی کار می‌کند. الکسی سعی می‌کند پیلۀ نظم مستقر جامعۀ روسیه را بشکند، اما گرفتار ورطۀ قمار و شکست می‌شود. در کنار این اعتیاد شدید و سیری‌ناپذیر، چیزی که اوضاعش را بدتر می‌کند، رابطه‌اش با پولینا، خواهرزادۀ جفاپیشه ولی بسیار زیرک ژنرال است. تصویر روان‌شناختی شگرفی که داستایفسکی در این اثر به نمایش می‌گذارد چنان ژرفا و ظرافتی دارد که فقط از چنین نویسندۀ زبردستی برمی‌آید.

نظر شخصی

رمان «قمارباز» را بی‌شک نمی‌توان با آثاری همچون «برادران کارامازوف» یا «جنایت و مکافات» مقایسه کرد، اما به‌هرحال از آن دسته آثاری‌ست که می‌تواند مقدمۀ خوبی برای خواندن آثار داستایفسکی باشد. این رمان کوتاه و خواندنی است. داستایفسکی در این اثر خواننده را از همان ابتدا به دل ماجرا می‌برد و اسامی شخصیت‌ها را بدون هیچ مقدمه و معرفی‌ای می‌آورد. بنابراین خودمان باید بفهمیم کی به کی است و رابطۀ هرکدام از شخصیت‌ها با دیگری چیست. اما چند صفحه که از کتاب می‌خوانیم و داستان و شخصیت‌ها به‌خوبی برایمان جا می‌افتند، لذت خواندن دوچندان می‌شود و از صفحه به صفحۀ کتاب لذت می‌بریم.

ترجمۀ فارسی «قمارباز»

تا کنون ترجمه‌های متعددی از رمان «قمارباز» صورت گرفته و در میان مترجمان، نام‌هایی آشنایی همچون جلال آل احمد و صالح حسینی به چشم می‌خورد. از این میان، من ترجمۀ آقای سروش حبیبی را خوانده‌ام که مطابق اکثر آثارشان، با متنی واقعاً شیوا و دلنشین و البته از زبان اصلی اثر یعنی روسی ترجمه شده است.

جلد فارسی قمارباز، با ترجمۀ سروش حبیبی

 اگر کتاب «قمارباز» را خوانده‌اید، نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

Leave A Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *