نگاهی به آثار و سبک ویلیام فاکنر، نویسندۀ پیشگام مدرنیسم

نگاهی به آثار و سبک ویلیام فاکنر، نویسندۀ پیشگام مدرنیسم

کلیات

نام کامل: ویلیام کاتبرت فاکنر (معروف به ویلیام فاکنر)

تولد: نیو آلبانی، می‌سی‌سی‌پی، آمریکا، 1897

وفات: 1962

ژانر: رمان، داستان‌کوتاه، شعر

الگوها: مارک تواین، جیمز جویس، تی. اس. الیوت، ویلیام شکسپیر، بالزاک، توماس مان، داستایفسکی، انجیل، هرمان ملویل، جوزف کنراد، گوستاو فلوبر، لئو تولستوی، فریدریش نیچه، چارلز دیکنز، شروود اندرسون

آثار برجسته: «خشم و هیاهو»، «گور به گور»، «روشنایی ماه اوت»، «ابشالوم، ابشالوم!»

معرفی ویلیام فاکنر

ویلیام فاکنر رمان‌نویس و داستان‌کوتاه‌نویس آمریکایی است که در سال 1949 برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات شد. فاکنر را امروزه یکی از برترین نویسندگان قرن بیستم به شمار می‌آورند و بابت پیشگامی در تکنیک مدرنیستیِ جریان سیال ذهن و عمق شخصیت‌پردازی می‌ستایند. فاکنر علاوه بر رمان و داستان‌کوتاه، شعر و جستار نیز می‌نوشت. از دیگر افتخارات فاکنر می‌توان به دو بار دریافت جایزۀ پولیتزر (بابت «یک افسانه» و «حرامیان») و دو بار دریافت جایزۀ ملی کتاب (بابت «داستان‌های گردآوری‌شده» و «یک افسانه») اشاره کرد.

ویلیام فاکنر، نویسندۀ سرشناس آمریکایی

سبک آثار ویلیام فاکنر

فاکنر در رمان‌ها و داستان‌های کوتاهش سبکی تجربی را به کار می‌گیرد. او برخلاف سبک مینیمالیستی ارنست همینگوی، نویسندۀ آمریکایی هم‌دوره‌اش، به‌کرات از تکنیک جریان سیال ذهن استفاده می‌کند و داستان‌هایی به‌شدت پرشور، ظریف، پیچیده و بعضاً گوتیک و گروتسک می‌نویسد که شخصیت‌های زیاد و متنوعی دارند، از جمله بردگان سابق، فرزندان بردگان، سفیدپوستان فقیر، اشراف جنوبی و … فاکنر زبان را به گونه‌ای به کار می‌گیرد که تقلید از اندیشه باشد و در این راه، بنا به اقتضای شخصیتی که اندیشه‌اش از این راه کاوش می‌شود، ساختار مرسوم زبان در هم شکسته می‌شود و جملات نامتعارف‌تری خلق می‌گردد.

ویژگی‌های نویسنده از دیدگاه ویلیام فاکنر

فاکنر در مصاحبه‌ای با «پاریس ریویو» دربارۀ یادگیری نویسندگی می‌گوید: «نویسنده‌ای که به تکنیک علاقه دارد، بهتر است سراغ جراحی یا آجرچینی برود. برای نویسندگی هیچ شیوۀ خشک و مکانیکی و هیچ راه میانبری وجود ندارد. ابلهانه است که نویسندۀ جوان از نظریه‌ای تبعیت کند. باید از اشتباهات خود درس گرفت؛ آدم‌ها فقط با خطا یاد می‌گیرند. هنرمند خوب معتقد است هیچ‌کس آن‌قدر ماهر نیست که الگوی او قرار بگیرد. چنین هنرمندی بی‌نهایت خودپسند است و هرچقدر هم نویسندگان قدیمی را بستاید، دوست دارد از آن‌ها پیشی بگیرد.»

اگر هریک از آثار این نویسندۀ بزرگ آمریکایی را خوانده‌اید، نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

Leave A Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *