زوال اشرافی‌گری و ظهور دنیای مدرن: نگاهی به رمان ایتالیایی «یوزپلنگ»؛

زوال اشرافی‌گری و ظهور دنیای مدرن: نگاهی به رمان ایتالیایی «یوزپلنگ» اثر جوزپه دی‌لامپه‌دوزا

کلیات

نام اثر و نویسنده: «یوزپلنگ» اثر جوزپه تومازی دی‌لامپه‌دوزا (ایتالیا)

عنوان اصلی: Il Gattopardo

زبان اصلی: ایتالیایی

صفحات: 330

سال انتشار اولیه: 1958

معرفی رمان «یوزپلنگ»

گوته زمانی نوشته بود سیسیل کلید شناخت ایتالیاست. حالا به نظرم کلیدی برای شناخت سیسیل هم وجود دارد: رمان «یوزپلنگ»، شاهکار جوزپه تومازی دی‌لامپه‌دوزا. داستان زوال و سقوط خاندان سالینا، یکی از خانواده‌های اشرافی سیسیل، اولین بار در سال 1958 منتشر شد، اما با خواندن آن حس مواجهه با رمانی قرن نوزدهمی به من دست داد، چون به بهترین شکل ممکن، دنیایی پایان‌یافته را به تصویر می‌کشد.

رمان «یوزپلنگ»، که تنها اثر لامپه‌دوزا است، ابتدا توسط چندین ناشر مطرح رد شده بود، اما وقتی سرانجام منتشر شد به یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های ایتالیایی قرن بیستم (بیش از 3.2 میلیون نسخه) تبدیل شد و فیلم کلاسیک لوکینو ویسکونتی در سال 1963 نیز بر مبنای آن ساخته شد.

دی‌لامپه‌دوزا خالق رمان یوزپلنگ

خلاصۀ داستان «یوزپلنگ»

داستان دربارۀ دُن فابریتزیو است، شاهزادۀ خسته‌دل خاندان کهن سالینا و عاشق ستاره‌شناسی است. داستان در سال 1860 با استقرار نیروهایی آغاز می‌شوند که قصد متحدکردن ایتالیا را دارند و در سال 1910 به پیان می‌رسد، یعنی زمانی که کشیشی می‌آید تا آثار به‌جامانده را نزد دختران دن فابریتیزو که حالا سن‌وسالی ازشان گذشته بررسی کند. در این بین، داستان‌های چندین شخصیت دیگر با دیدگاه‌های مختلف نیز به تصویر کشیده می‌شود.

پوستر فیلم یوزپلنگ

استقبال از رمان «پلنگ»

جالب اینجاست که لامپه‌دوزا در سال 1957، یعنی یک سال پیش از انتشار رمان، درگذشت. اما رمان سرانجام منتشر شد و با استقبال زیادی روبه‌رو شد. نشریۀ «بوک ریویو» سبک لامپه‌دوزا را با فلوبر و استاندال مقایسه کرد و جلوه‌گری شاهزاده را که «در دوراهی شهوت و ذکاوت» گرفتار شده، ستود.

البته با وجود استقبال بسیار گسترده از این رمان (52 تجدیدچاپ در فقط 4 ماه)، برخی منتقدان هم دید خوبی به آن نداشتند. مثلاً آلبرتو موراویا، دیگر رمان‌نویس ایتالیایی، این رمان را «جناح راستی» می‌دانست و برخی دیگر هم بدبینی موجود در آن را می‌نکوهیدند.

گزیده‌ای از رمان

در قسمتی از رمان «یوزپلنگ»، دن فابریتزیو توضیح می‌دهد که چرا نمی‌تواند در جمهوری نوپای ایتالیا سناتور شود: «من متعلق به نسلی تیره‌بخت هستم که میان دنیای قدیم و دنیای جدید در نوسان است، اما با هیچ‌یک احساس راحتی نمی‌کند». او به‌جای خود، رعیتی ثروتمند را برای سناتوری پیشنهاد می‌دهد و می‌گوید: «او چیزی دارد فراتر از آنچه پرستیژ می‌نامید. او قدرت دارد».

ترجمۀ فارسی

تا کنون دو ترجمۀ فارسی از این رمان صورت گرفته است:

– یوزیوزپلنگ، ترجمۀ نادیا معاونی، نشر ققنوس

– یوزپلنگ، ترجمۀ امیرفریدون گرکانی، انتشارات علمی و فرهنگی

 

اگر این رمان را خوانده‌اید یا اقتباس سینمایی آن را تماشا کرده‌اید، نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

Leave A Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *